پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

66

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

14 - به كار بردن « آن » و « اين » مانند حروف تعريف ، مانند : گفت برو و اين زن را بياور او بشد و زن را پيش طالوت آورد . 15 - استعمال مصدر به جاى مصدر مرخّم ، مانند : او را چيزى نتوانستند گفتن . 16 - تطابق عدد و معدود در صورت جمع ، مانند : ده پسران ، سه خواهران ، چهل تنان . 17 - استعمال « يكى » به جاى « يك » مانند : يكى مرد ، يكى مردى . 18 - استعمال « به سوى » هم به معناى « به طرف » و هم به معناى « براى » مانند : و اين ضحّاك را اژدها به سوى آن گفتندى كه بر كتف او دو پاره گوشت بود بزرگ ، بررسته ، دراز و سر آن به كردار مارى بود . 19 - حذف پسوند « تر » علامت صفت تفصيلى در محلّ اضافه و غير اضافه ، مانند : كيومرث گفت : او شيرى است قوى همه سُباع زمين . 20 - التفات از مفرد غايب به متكلّم وحده يا از جمع غايب به متكلّم مع الغير و آوردن ضمير منفصل « من » به جاى « او » و ضماير متكلّم به جاى ضمير غايب ، مانند : اردوان دانست كه كنيزك من با اردشير گريخت ، كه منظور كنيزك اوست . 21 - تعميم كاربرد علامت جمع « آن » در تمامى كلمات عربى و فارسى ، مانند : بنّا آن ، ترساآن ، داناآن به جاى بنّايان و ترسايان ، دانايان و كلماتى از قبيل : خداى ، گداى ، سراى و غيره كه در اصل پهلوى و درى آنها ، حرف ( يا ) جزء كلمه بوده به صورت خدايان و گدايان و سرايان جمع بسته مىشد . 22 - غالباً كلمهء « مردم » را كه اسم جمع است به صورت مفرد استعمال مىكردند . 23 - استعمال كلمهء « نيز » به معنى « ديگر » ، مانند : گفت يا غلام هزار دينار ديگر فرا او ده . . . غلام گفت دينار نيز نماند اندر خزينه . 24 - آوردن حرف پيشوند « فرا » بر سر اسامى و ضمائر همانند حرف قيد مكانى ، مانند ، فرا سر او رفت ، فراگوش او سخن گفت ، فرا او ده . « 1 » 3 - 1 . برگزيده‌هايى از تاريخنامهء طبرى پس از مرور گذرايى بر اختصاصات عمدهء سبك دورهء سامانى ( 300 - 450 ه ق ) ، اينك به نقل

--> ( 1 ) . ؛ نقل به اختصار و نقل به معنى از : سبك‌شناسى ، ج 2 ، ص 545 تا 552 .